السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

227

تفسير الميزان ( فارسي )

و منظور از جمله * ( « ثَلاثَ مَرَّاتٍ » ) * سه نوبت در هر روز است ، به دليل اينكه دنبالش آن را تفصيل داده ، و فرموده : اول قبل از نماز فجر ، و دوم هنگام ظهر كه به خانه مىآييد و جامه مىكنيد ، سوم بعد از نماز عشاء ، و در جمله * ( « ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ » ) * به وجه حكم اشاره نموده و مىفرمايد : اين سه موقع سه عورت است براى شما ، كه طبعا شايسته نيست غير از شما كسى بر وضع شما مطلع شود . و معناى اينكه فرمود : * ( « لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ » ) * اين است كه مانعى نيست كه بعد از اين سه موقع مامورشان نكنيد به اجازه دخول خواستن و مانعى هم براى ايشان نيست كه از شما استيذان نكنند . و در جمله * ( « طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ » ) * به وجه اين حكم ( يعنى رفع مانع مذكور ) اشاره نموده و مىفرمايد : چون در غير اين سه موقع غلامان و كنيزان دائما در آمد و شد ، و خدمتند . پس تنها در اجازه خواستن به اين سه هنگام اكتفاء كنند . * ( « كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمُ الآياتِ » ) * - يعنى خدا اين چنين احكام دين خود را بيان مىكند ، چون اين آيات دلالت بر آن احكام دارد * ( « وَاللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ » ) * احوال شما را مىداند ، و آنچه را كه حكمت اقتضاء مىكند نيز مراعات مىكند . * ( « وَإِذا بَلَغَ الأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا . . . » ) * اين جمله بيانگر اين حقيقت است كه حكم مذكور ، يعنى استيذان در سه نوبت براى اطفال تا مدتى معين معتبر است ، و آن رسيدن به حد بلوغ است ، و بعد از آن بايد مانند كسانى كه قبلا ذكر شد يعنى بالغان از مردان و زنان آزاد اجازه بگيرند ، « خدا اين چنين آيات خود را برايتان بيان مىكند و خدا عليم و حكيم است » . * ( « وَالْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً . . . » ) * كلمه « قواعد » ، جمع قاعده است ، كه به معناى زنى است كه از نكاح بازنشسته باشد ، يعنى ديگر كسى به خاطر پيرىاش ميل به او نمىكند ، بنا بر اين جمله * ( « اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً » ) * وصفى توضيحى براى كلمه قواعد است ، و بعضى گفته‌اند : كلمه مذكور به معناى زنى است كه از حيض يائسه شده باشد ، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه است . و در مجمع البيان گفته : كلمه « تبرج » به معناى اين است كه زن محاسن و زيبايىهاى خود را كه بايد بپوشاند اظهار كند ، و اين كلمه در اصل به معناى ظهور بوده ، برج را هم به همين جهت برج ناميده‌اند ، كه بنايى است ظاهر و پيدا « 1 » .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 154 .